تبليغاتX
فرهنگستان حشره شناسی

تازه‌هاي نشر همكاران در دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان

 

نام كتاب: آسيب‌شناسي درخت زيتون

گردآورنده: مهندس سيد جواد صانعي

نويسندگان: به همت جمعي از نويسندگان (79 نفر)

ويراستاران علمي: دكتر محسن يزدانيان و مهندس سيد اسماعيل رضوي

ويراستار ادبي: دكتر محسن يزدانيان

ناشر: پيك ريحان، 1388

چاپ: اعتماد قم

تعداد: 1000 نسخه

بها: 60000 ريال (412 صفحه، جلد گالينگور و كاغذ گلاسه؛ داراي عكس‌هاي رنگي در انتها)

 

به نظر بنده و تا جايي كه اطلاع دارم، كتاب حاضر اولين كتاب اِديت در ايران است كه هر قسمت توسط نويسنده يا نويسندگاني مجزا به نگارش در آمده است. در اين كتاب درباره‌ي تاريخچه، درخت‌شناسي، آفات، انواع بيماري‌ها، علف‌هاي هرز، و آسيب‌ها و مسايل پس از برداشت زيتون بحث شده است.

 

نام كتاب: آناتومي گياهي، گياهان سالم و بيمار

گردآورنده: مهندس سيد جواد صانعي

نويسندگان: به همت جمعي از نويسندگان (15 نفر)

ويراستار: دكتر محسن يزدانيان

ناشر: پيك ريحان، 1388

تعداد: 1000 نسخه

بها: 100000 ريال (648 صفحه، جلد گالينگور و كاغذ گلاسه؛ داراي عكس‌هاي رنگي در انتها)

 

 11

 

 

12

 

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در دوشنبه 30 شهریور1388 و ساعت 14:31 |
مهندسی اکولوژیک در مدیریت آفات

نویسندگان: جی. ام. گور٬ اس. دی. راتن٬ و ام. ای. آلتییری

مترجم: دکتر علی افشاری

چاپ اول٬ پاییز ۱۳۸۷- ۱۰۰۰ نسخه- ۳۵۸ صفحه- انتشارات دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان- قیمت: ۴۰۰۰۰ ریال

 

Book Cover-Front

 Book Cover-Back

 

اهمیت اقتصادی حشرات

نویسنده: دنیس اس. هیل

مترجم: دکتر محمد حسن سرایلو

چاپ اول٬ پاییز ۱۳۸۷- ۱۰۰۰ نسخه- ۵۲۳ صفحه- انتشارات دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان- قیمت: ۵۰۰۰۰ ریال

 

Book Cover

 

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت 16:26 |

کایرومون های گیاهی در اکولوژی و کنترل حشرات

ترجمه: دکتر محسن یزدانیان                دکتر رضا فرشباف پور آباد

رقعی- ۲۰۰ صفحه- زمستان ۱۳۸۷- چاپ سپهر تبریز- قیمت ۱۸۰۰ تومان

 

با سلام خدمت همه ی دوستان و همکاران گرامی!

دیدم هنگامه هنگامه ی انتخابات است و بازار تبلیغات گرم٬ گفتم فرصت را مغتنم بشمارم و تبلیغی کنم اندر باب کتابی که ترجمه و چاپ کردیم! جهت آشنایی٬ طرح روی جلد کتاب و قسمتهایی از هر فصل را گذاشته ام. برای کسانی که در جستجوی مطالب جدید هستند٬ فرصت خوبی است!! انشاالله مفید فایده باشد.

 

پيشگفتار مترجمان

 با خواندن اين كتاب شما وارد دنياي "شگفت‌انگيز" اكولوژي‌ شيميايي مي‌شويد. در نگاه اول، مطالب كتاب كه عمده‌ي آن‌ها مربوط به آفات غيرموجود در كشور و نيز آكنده از اسامي تركيبات مختلف شيميايي است، ممكن است خسته‌كننده و ملال‌آور به نظر برسند اما با اندكي تامل مي‌توان دريافت كه مطالب ارايه شده، تا چه اندازه از نظر كاربردي و كنترل آفات داراي اهميت هستند. با توجه به تاكيدهايي كه امروزه بر مديريت تلفيقي آفات (IPM) و كاهش استفاده از سموم آفتكش مي‌شود (و شايد اصلي‌ترين دليل ابداع روش IPM نيز همين امر بوده‌ است)، و نيز با مد نظر قرار دادن نتايج بسياري از روش‌هاي مبارزه‌ي مبتني بر تله‌هاي كايروموني كه در كتاب به شرح آن نتايج پرداخته شده است، ارزش مطالب ارايه شده بيش از پيش آشكار مي‌گردد. استفاده از عباراتي مانند: "با موفقيت كنترل گرديد"، "ريشه‌كن گرديد"، "از طغيانهاي دوباره‌ي آن جلوگيري شد" و غيره، كه در بيان نتايج بسياري از آزمايش‌ها و كاربردهاي عملي تله‌هاي كايروموني در كتاب حاضر به آن‌ها اشاره شده است، نشان‌دهنده‌ي كارايي بسيار بالاي روش‌هاي مبارزه‌ي مبتني بر تله‌هاي كايروموني مي‌باشد. كاهش استفاده از سموم آفتكشي مانند مالاتيون و نالد تا حد بسيار اندك چند گرم بر هكتار و كسب نتايج عالي در زمينه‌ي نابود كردن حشرات كامل آفات، توانايي اين تله‌ها را در مديريت تلفيقي آفات نشان مي‌دهد.

با خواندن اين كتاب ممكن است فرصت‌هاي تحقيقاتي زيادي براي محققان كشور ايجاد شود. بومي كردن بسياري از تحقيقات ذكر شده در كتاب حاضر مي‌تواند يكي از بهترين زمينه‌هاي تحقيقاتي به شمار برود. طغيان شديد مگس زيتون در سال‌هاي گذشته و عدم كنترل آن نشان داد كه تنها توجه به آفات موجود فعلي كافي نمي‌باشد و بايد همواره آماده‌ي مبارزه با آفاتي بود كه ورود آن‌ها از كشورهاي همجوار به داخل كشور محتمل است. در اجراي اين هدف، توجه به اين نكته ضروري است كه هميشه روش مخرب شيميايي اولين و تنها روش مبارزه نيست و روش‌هايي نيز وجود دارند كه با صرف كمترين مقدار سموم شيميايي و كسب بهترين نتايج، خواهند توانست موفقيت مبارزه را تضمين كنند و تله‌هاي كايروموني داراي طعمه‌هاي مسموم در مورد بسياري از حشرات آفت، يكي از بهترين گزينه‌ها مي‌باشند.

 

دكتر محسن يزدانيان                                              

عضو هيات علمي دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان      

دكتر رضا فرشباف پور آباد                عضو هيات علمي دانشگاه تبريز

فصل اول

‌اكولوژي شيميايي كايرومون‌هاي گياهي

I. ‌مقدمه

اكولوژي شيميايي توسط انجمن بين‌المللي آن اين‌گونه تعريف شده است. "اكولوژي شيميايي مطالعه‌ي ساختار، عمل و بيوسنتز تركيبات طبيعي، اهميت آن‌ها در تمام سطوح تشكيلات اكولوژيكي، مبدا تكاملي آن‌ها و كاربرد آن‌ها در راستاي نيازهاي اجتماعي مي‌باشد". اين تعريف از آنجا كه با اهميت تركيبات ثانوي گياهي، به عنوان مواد آللوشيميايي (Allelochemicals) برانگيزاننده و تنظيم‌كنند‌ه‌ي رفتارها و تعامل‌هاي اكولوژيكي حشرات گياهخوار، در ارتباط مي‌باشد، موضوع اصلي مورد بحث در اين تك‌نگاشت را تشكيل مي‌دهد. در تهيه‌ي اين تك‌نگاشت، ما از مقالات قبلي خود در زمينه‌ي اكولوژي شيميايي حشرات استفاده كرده‌ايم (متكف، 1985، 1986، 1990؛ متكف و لامپمن، a1989).

برحسب تخمين، حداقل 100000 تركيب شيميايي وجود دارد كه در طول دوره‌ي رشدونمو بيش از 200000 گونه گياه گلدار توليد مي‌شوند. بخش اعظم اين تركيبات ثانوي گياهي در فيزيولوژي عادي رشدونمو و توليد مثل گياه ضروري نيستند و به ظاهر تركيبات برون‌ريز بي‌مصرف كارخانجات شيميايي طبيعت مي‌باشند. ساختار شيميايي بيش از 6000 تركيب آلكالوئيدي، 3000 تركيب ترپنوئيدي، چندين هزار تركيب فنيل‌پروپانوئيدي، 1000 تركيب فلاوانوئيدي، 500 تركيب كينوني، 650 تركيب پلي‌استيلني و 400 تركيب اسيد‌آمينه‌اي به طور كامل شناخته شده است. با بررسي دقيق آن دسته از فرايندهاي تكاملي كه سبب تنوع (Diversification) و پيدايش گونه‌هاي جديد گياهي شده‌اند، به هدف و اهميت نسبي اين گروه بزرگ از مواد شيميايي آلي پي مي‌بريم.

 زيست‌محيط بيروني گياهان از اين مواد بيوشيميايي گياهي كه از طريق برگ‌ها، گل‌ها و ميوه‌ها ترشح مي‌گردند، پر مي‌باشد. با وجود آگاهي انسان درباره‌ي تعدادي از اين تركيبات كه مبين رنگ، رايحه و طعم گياهان هستند و واكنش‌هاي ما را در برابر گياهان مشخص مي‌نمايند، تركيبات بيشمار ديگري نيز وجود دارند كه از لحاظ كميت و كيفيت كمتر آشكار هستند و بر حيات حدود 500000 گونه از حشراتي كه خود را با گياهان گلدار سازگار كرده‌اند، ‌تسلط دارند. بسياري از اين مواد آللوشيميايي، محرك‌هاي بويايي يا چشايي توليد مي‌كنند كه حامل پيام‌هاي رفتاري مشخص براي گونه‌هايي است كه در شبكه‌هاي غذايي با يكديگر داراي روابط اكولوژيكي مي‌باشند. از نقطه‌نظر حشره‌شناسي، سميوكميكال‌ها (Semiochemicals) (يا پيام‌رسان‌هاي شيميايي)، توسط گيرنده‌هاي حسي حشرات به صورت مواد جلب‌كننده (Attractant)، دوركننده (Repellent)، متوقف‌كننده (Arrestant) و محرك‌هاي تغذيه‌اي (Phagostimulant) دريافت مي‌شوند. از نقطه‌نظر فرايندهاي تكامل ‌متقابل (Coevolution) گياهان و حشرات (ارليش و ريون، 1964)، اين مواد آللوشيميايي در صورت دارا بودن فايده براي گياه توليد‌كننده به عنوان آلومون (Allomone) و در صورت دارا بودن فايده براي حشره‌ي دريافت‌كننده، به عنوان كايرومون‌ (Kairomone) گروه‌بندي مي‌شوند (كوگان، 1982).

            از نقطه‌نظر اكولوژيكي، مواد معطر گياهي با غلبه بر زيست‌محيط شيميايي اتمسفري (Atmospheric chemical environment)، به درون جوامع خشكي‌زي راه مي‌يابند كه در آنجا، صدها گونه‌ي ‌گياهي وجود دارد و هر يك از آن‌ها داراي طيفي از رايحه‌ها‌ي شيميايي مخصوص به خود مي‌باشند و آنچه را كه ويلسون (1970) پيچيدگي زياد و جابجايي سرسام‌آور فضاهاي رايحه‌اي فعال همپوشان (Overlapping active odor space) ناميده است، به وجود مي‌آورند كه از ميان آن‌ها، صدها گونه از حشرات همراه مي‌بايستي علايم (سيگنال‌هاي) خاص اندكي را انتخاب كنند كه با برانگيختن الگوهاي رفتاري، آن‌ها را به محل‌هاي تخمريزي مورد ترجيح، منابع غذايي كافي و براي تجمع با نرها يا در پناهگاه‌هاي مناسب، رهنمون مي‌سازند.

 

فصل دوم

كايرومون‌هاي فرار به منزله‌ي فريب‌دهنده‌ها‌ي حشرات

I. مقدمه

تعدادي از كايرومون‌هاي گياهي فرار به عنوان مواد فريب‌دهنده (Lures) مورد استفاده قرار مي‌گيرند. از اين مواد براي جلب‌كردن حشرات به سمت تله‌ها به منظور پاييدن‌ (Monitoring) جمعيت‌هاي آن‌ها يا به سمت طعمه‌هاي مسموم جهت كنترل آن‌ها استفاده مي‌شود. اين فناوري از زماني آغاز شد كه هاولت (1915) به جذبه‌ي بسيار زياد متيل اوژنول موجود در روغن سنبل‌هنديCymbopogon nardus ، براي نرهاي مگس‌هاي ميوه‌ي Dacus diversus  و  D. zonatus  پي برد (به فصل 5 مراجعه كنيد). نكته‌ي قابل توجه اين است كه اين كشف، نقطه‌ي آغازين علم اكولوژي شيميايي نوين حشرات مي‌باشد (متكف، 1990) و اين نخستين شناسايي يك كايرومون گياهي جهت كنترل حشرات، از كشف اولين فرومون حشرات يعني فرومون جنسي پروانه‌ي كرم ابريشم Bombyx mori، يا بومبيكول ((E,Z)-10,12-dodecadienol)  بيش از 40 سال زودتر صورت گرفته است.  Geraniolكه يك كايرومون فرار براي جلب سوسك ژاپني Popillia japonica، مي‌باشد، توسط اسميت و همكاران (1926) شناسايي و ثبت امتياز شده و امروزه مخلوطي از كايرومون‌هاي گياهي ژرانيول، اوژنول و استرهاي Phenethyl alcohol به طور گسترده‌اي در كنترل اين آفت مورد استفاده قرار مي‌گيرد (فصل 3). ريپلي و هپبرن در سال 1935 ميلادي نشان دادند كه Terpineol acetate موجود در انواع روغن‌هاي ضروري، براي مگس ميوه‌ي مديترانه‌اي Ceratitis capitata و نيز گونه‌ي C. rosae (مگس ميوه‌ي ناتال يا Natal fruit fly) يك جلب‌كننده‌ي اختصاصي مي‌باشد (فصل 5).

علي‌رغم اين كارهاي اوليه‌ي‌ اميدبخش، تحقيق در مورد كايرومون‌هاي گياهي جلب‌كننده و توسعه‌ي آن‌ها جهت كنترل حشرات زيان‌آور طي دوره‌ي پس از جنگ جهاني دوم به دليل استفاده از DDT و ساير حشره‌كش‌هاي مصنوعي (متكف، 1980) و مجددا با توليد هيجان‌انگيز فرومون‌هاي جنسي در دهه‌هاي 1960 و 1970 ميلادي به دست فراموشي سپرده شد.

 .II فضاي فعال رايحه و بو

بوسرت و ويلسون (1963) در يك مقاله‌ي مهم، مفهوم "فضاي فعال" (Active space) را مطرح نمودند. "فضاي فعال" ناحيه‌اي سه بعدي در مسير وزش باد از نقطه‌ي انتشار يك ماده‌ي سميوكميكال فرار است كه غلظت ملكولي موجود در آن، بالاتر از آستانه‌ي لازم براي فعال‌سازي واكنش‌هاي رفتاري حشرات مي‌باشد. اين ناحيه سيگنالي از يك منبع آزاد‌كننده‌ي‌كايرومون است كه يا يك منبع طبيعي گياهي و يا يك تله‌ي كايروموني طعمه‌گذاري شده مي‌باشد. در محدوده‌ي ابعاد فضاي فعال، حشره‌ي دريافت‌كننده به دنبال فعال شدن گيرنده‌ي حسي خود مي‌تواند از طريق يك واكنش رفتاري كليشه‌اي (Stereotyped behavioral response)، از خود واكنش نشان بدهد.

 

فصل سوم

سوسك ژاپني

I. مقدمه

سوسك ژاپني Popillia japonica (Newman) (از سخت‌بالپوشان خانواده‌ي Scarabaeidae )، بومي ژاپن است و در حدود سال 1916 ميلادي همراه با نهال‌هاي حمل شده با كشتي، به ايالت نيوجرسي وارد شد. اين حشره از تمام قسمت‌هاي شرقي رودخانه‌ي مي‌سي‌سي‌پي، تا سطح 26 ايالت پراكنده شد و چندين بار نيز به كاليفرنيا وارد گرديد. رفتارهاي تغذيه‌اي حريصانه و طيف ميزباني بسيار گسترده، اين حشره را به صورت آفت بسيار مهم درختان ميوه، نهالستان‌ها، گياهان چمني و باغچه‌هاي منازل درآورده است.

 .II چرخه‌ي زيستي، شكل ظاهري و رفتار شناسي

سوسك ژاپني زمستان را به صورت لاروهاي درشت و سفيدرنگ (White grubs) به طول 12 تا 18 ميليمتر، در درون يك حجره‌ي‌ خاكي سپري مي‌كند. رشد لاروها در خرداد ماه كامل مي‌شود و حشرات كامل در اواخر خرداد ماه ظاهر مي‌گردند و فعاليت تغذيه‌اي آن‌ها در منطقه‌ي نيوجرسي تا شهريور ماه ادامه دارد. حشره‌ي كامل سوسك ژاپني به رنگ سبز فلزي تا برونزه‌ي متمايل به سبز است، 8 تا 12 ميليمتر طول دارد و داراي بالپوش‌هايي به رنگ متمايل به قرمز و دو لكه‌ي برجسته همراه با چندين لكه‌ي سفيدرنگ كوچك‌تر در نزديكي بخش انتهايي شكم مي‌باشد. حشرات كامل به طور متوسط 39 تا 52 روز زنده مي‌مانند. حشره‌ي ماده به طور متوسط 40 تا 60 عدد تخم سفيد رنگ خود را به صورت گروهي و در عمق 2 تا 6 اينچي (5 تا 15 سانتيمتري) در داخل خاك مي‌گذارد. تخمگذاري از خرداد شروع مي‌شود و تا شهريور ادامه دارد. تفريخ تخم‌ها تقريبا دو هفته بعد صورت مي‌گيرد. لاروهاي در حال رشد ابتدا از گياهان در حال پوسيدن تغذيه مي‌كنند اما هنگامي كه بزرگ‌تر شدند، از ريشه‌هاي نازك گندميان و ديگر گياهان نيز تغذيه مي‌نمايند. لاروها سه سن لاروي دارند كه به طور متوسط حدود 136 روز طول مي‌كشد و اندازه‌ي آن‌ها در نهايت به 20 ميليمتر مي‌رسد. اين حشره معمولا در هر سال يك نسل دارد اما در فصول سرد و مرطوب، لاروها ممكن است براي كامل كردن رشد خود به دو سال وقت نياز داشته باشند (فلمينگ، 1972).

 

فصل چهارم

كرم‌هاي ريشه‌خوار Diabroticite

I. مقدمه

خانواده‌ي Chrysomelidae، يا سوسك‌هاي برگخوار (Leaf beetles)، شامل حدود 20000 گونه‌ي توصيف‌شده از سخت‌بالپوشان است كه تقريبا به شكل گسترده‌اي از گياهان تغذيه مي‌كنند. قبيله‌ي Luperini (از زيرخانواده‌ي  (Galerucinaeاز نظر تكامل‌متقابل به گياهان تيره‌ي Cucurbitaceae وابستگي قابل‌توجهي نشان مي‌دهد و اين جامع‌ترين مثال درباره‌ي نقش مواد آللوشيميايي گياهان است كه توسط حشرات گياهخوار به عنوان كايرومون‌هايي جهت انتخاب و تغذيه از گياه ميزبان مورد استفاده قرار مي‌گيرند. قبيله‌ي Luperini شامل حدود 480 گونه از سوسك‌هاي Aulacophorite در دنياي قديم (Old world) و 900 گونه از سوسك‌هاي Diabroticite در دنياي جديد (New world) است (كريزان و اسميت، 1987؛ اسميت و لاورنس، 1967؛ ويلكاكس، 1972). مائوليك (1936) شباهت‌هاي قابل‌توجه بين دو جنس مهم متعلق به اين دو گروه را ذكر كرده است: "در دنياي قديم، Aulacophora تداعي‌كننده‌ي Diabrotica است ... از نقطه نظر خصوصيات لاروي، شفيرگي و حشره‌ي كامل، رفتارهاي توليد مثلي و گياهان ميزبان شباهت‌هاي زيادي بين اين دو جنس وجود دارد".

 Aulacophoriteها و Diabroticite ها شامل تعدادي از مضرترين حشرات در سطح دنيا مي‌باشند كه در جدول 4-1 اسامي برخي از آن‌ها آورده شده است. همان‌گونه كه از نام عمومي بيشتر گونه‌هاي مهم، مثلا سوسك پهن كدو تنبل (Plain pumpkin beetleAulacophora abdominalis، سوسك قرمز كدو تنبل (Red pumpkin beetle)، A. foveicollis، سوسك كدو تنبل (Pumpkin beetle)، A. hilaris، سوسك برگخوار كدو (Cucurbit leaf beetle)، A. femoralis، سوسك نواري خيار (Banded cucumber beetleDiabrotica balteata، سوسك دو نقطه‌اي خيار (Two-spotted cucumber beetleD. undecimpunctata howardi، سوسك كدو (Cucurbit beetleD. speciosa، سوسك پالان‌دار خيار (Saddled cucumber beetleD. (Paranapiacaba) connexa، سوسك‌ نقشدار خيار (Painted cucumber beetle D. picticornisو سوسك‌هاي راه‌راه خيار (Striped cucumber beetleA. trivittatum و A. vittatum برمي‌آيد، اين سوسك‌هاي قبيله‌ي Luperini با گياهان ميزبان خود از تيره‌ي Cucurbitaceae (كدوئيان) ارتباط تنگاتنگي دارند (متكف، 1985). متاسفانه گياهان ميزبان سوسك‌هاي Luperini در منابع به صورت پراكنده ذكر شده‌اند ولي حداقل 65 گونه‌ از آن‌ها از گل‌ها و برگ‌هاي كدوئيان جمع‌آوري شده‌اند (جدول 4-1) كه دربرگيرنده‌ي حدود 90 درصد از گياهان ميزبان ذكر شده‌ي آن‌ها در منابع مي‌باشد (متكف، 1985). گستردگي اين ارتباط را مي‌توان با مطالعات بيشتر افزايش داد، مثلا 12 گونه از Aulacophorina از روي كدوئيان وحشي و زراعي در تايوان (تاكيزاوا، 1978) و 16 گونه‌ي Diabrotica نيز از روي برگ‌ها و گل‌هاي كدوئيان در پرو، جمع‌آوري شده‌اند (كريزان و همكاران، 1984).

 

فصل پنجم

مگس‌هاي ميوه‌ي خانواده‌ي Tephritidae

 I. مقدمه

حشرات خانواده‌ي Tephritidae (از راسته‌ي دوبالان) يا مگس‌هاي ميوه‌ي حقيقي (True fruit flies), گونه‌هايي هستند با اندازه‌ي متوسط و داراي بال‌هايي نقطه يا لكه‌دار كه لاروهايشان به طور تيپيك فاقد پا و سر هستند و در داخل ميوه‌ها يا سبزيجات دالان ايجاد مي‌كنند در حالي كه حشرات كامل آن‌ها مكررا بر روي گل‌ها و گياهان رفت‌وآمد مي‌نمايند. در اين خانواده بيش از 1000 گونه‌ي توصيف شده وجود دارد كه شامل 700  گونه از جنس (Dacinae) Dacus, 200 گونه از جنس Anastrepha (Trypetinae), 50 گونه از جنس Rhagoletis  و 100 گونه از جنس Ceratitis  ((Ceratitinae مي‌باشند. اكثر اين حشرات اختصاصا تك‌خوار (Monophagous) يا كم‌خوار (Stenophagous) هستند و در داخل ميوه‌هاي تيره‌هاي زيادي از گياهان گرمسيري و نيمه‌گرمسيري نشوونما مي‌كنند. تعدادي از اين حشرات تخصص‌گرا (Specialist) مانند مگس سيب R. pomonella,  مگس اروپايي گيلاس R. cerasi,  مگس پوست گردو (Walnut husk fly) R. completa, مگس ميوه‌ي مكزيكي Anastrepha ludens, مگس زيتون D. oleae و مگس موز D. musae  به دليل اين كه به گياهان با ارزشي حمله مي‌كنند, آفات مهمي به شمار مي‌روند. تعداد كمي از مگس‌هاي Tephritidae چندخوار (Polyphagous) هستند و در مناطق گرمسيري و نيمه‌گرمسيري به هر كجا كه وارد شده‌اند, به صورت آفات عمده‌ي محصولات كشاورزي در‌آمده‌اند. اين گروه شامل مگس ميوه‌ي مديترانه‌اي C. capitata با 253 گونه گياه ميزبان؛ مگس ميوه‌ي شرقي D. dorsalis با 173 گياه ميزبان؛ مگس خربزه D. cucurbitae  با حداقل 125 ميزبان و مگس ميوه‌ي كوئينزلند (Queensland fruit fly) D. tryoni با 106 ميزبان مي‌باشد. اين آفات مهم مكررا به مناطق داراي آب و هواي مساعد مانند كاليفرنيا, فلوريدا و تگزاس وارد مي‌شوند كه همين امر اقدامات قرنطينه‌اي گياهي گسترده‌اي را در پي داشته است. در كاليفرنيا و فلوريدا صدها ميليون دلار صرف اجراي برنامه‌هاي ريشه‌كني اين آفات شده است. افزايش مسافرت‌هاي هوايي در سطح دنيا, كه هيچ نقطه‌اي بيش از يك روز آن دور نمي‌ماند, هجوم اين آفات و شيوع آلودگي‌هاي مجدد را به صورت امري مسلم و قطعي در آورده است.

بيش از 100 گونه مگس ميوه‌ي متعلق به جنس‌هاي Anastrepha, Ceratitis, Dacus و Rhagoletis در  كشاورزي ايالات متحده عواملي بالقوه يا با اهميت به شمار مي‌روند (كاري و داول، 1989). خلاصه‌اي از مهم‌ترين گونه‌هاي آفت از جنس Dacus و ميزبان‌هاي آن‌ها در جدول 5-1 آورده شده است.

 رايحه‌هاي گياهان ميزبان كه همانند كايرومون عمل مي‌كنند, در اكولوژي مگس‌هاي ميوه  نقش قابل‌توجهي دارند و آن‌ها را به گياهاني كه در اصل از كانوپي (Canopy) متراكم جنگل‌هاي گرمسيري منشا گرفته‌اند, جلب مي‌كنند. تعدادي از اين كايرومون‌ها اهميت تكاملي و رفتاري زيادي دارند و اين امر موضوع مورد بحث در فصل حاضر مي‌باشد.

 

فصل ششم

سينومون‌هاي گياهي و گرده‌‌افشاني حشرات

I. مقدمه

اين حيطه از اكولوژي شيميايي جذابيت خاصي دارد چرا كه تركيبات فرار گل‌ها, همانند رنگ‌آميزي و مرفولوژي آن‌ها, براي انسان‌ها بسيار قابل درك و عموما دلپذير مي‌باشند. گرده‌افشاني شدن گل‌ها توسط حشرات يك فرايند تكاملي بسيار قديمي است (پرايس، 1984) و مطالعه‌ي سنگواره‌ها نشان مي‌دهد كه اين فرايند حداقل 225 ميليون سال قدمت دارد و به اوايل دوران ترياسيك كه قديمي‌ترين سنگواره‌ي گياهان گلدار در آن پيدا شده, برمي‌گردد (اسمارت و هيوز، 1973). دوران ترياسيك همچنين زمان تقريبي تكامل حشرات ابتدايي به حشرات راسته‌هاي هولومتابول و بالدار كنوني شامل سخت‌بالپوشان, دوبالان و بال‌غشائيان مي‌باشد. تصور بر اين است كه گسترش تقريبا ناگهاني نهاندانگان طي دوران كرتاسه (130 ميليون سال قبل), نتيجه‌ي اين ارتباط تكاملي بين گياهان و حشرات گرده‌افشان بوده است.

مواد معطر گياهي (Plant odorants) در جلب‌كردن گرده‌افشان‌ها اهميت زيادي دارند, هرچند رنگ و مرفولوژي نيز نقش‌هاي مهمي ايفا مي‌كنند (فگري و وان‌درپيجل، 1978؛ پرسيوال، 1965). احتمال دارد كه بو در زمينه‌ي جلب‌كردن حشرات ويژگي قديمي‌تري از رنگ باشد, چرا كه بسياري از گل‌هاي ابتدايي كه به وسيله‌ي سوسك‌ها گرده‌افشاني مي‌شوند, فاقد رنگ هستند, اما به علت بوهاي قوي خود انگشت‌نما مي‌باشند. نقش بو براي گياهاني كه توسط حشرات شب‌پرواز گرده‌افشاني مي‌شوند, بسيار حايز اهميت است. كوان و بيكر (1983) اظهار داشته‌اند كه اظهار نظر كلي درباره‌ي جلب‌كنندگي مواد معطر براي حشرات گرده‌افشان مشكل‌تر از انجام آن درباره‌ي رنگ است چرا كه حس بويايي در حشرات, متنوع‌تر از حس بينايي آن‌ها مي‌باشد.

 

Book Cover

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت 15:48 |

مورچه‌ها مرگ را حس مي‌كنند!

 

     محققان آمريكايي درباره‌ي چگونگي درك مورچه‌ها از مرگ يكديگر مطالعاتي را انجام دادند و دريافتند كه آن‌ها به سرعت از گسترش بيماري در كلني خود جلوگيري مي‌كنند. مطالعات نشان داده‌اند كه زماني كه مورچه‌اي مي‌ميرد، هم‌لانه‌اي‌هاي او به سرعت مورچه‌ي مرده را از لانه خارج مي‌كنند كه خطر سرايت بيماري به داخل كلني را كاهش مي‌دهد اما چگونگي تشخيص مرگ يك مورچه توسط هم‌لانه‌اي‌‌هاي او امري است كه زيست‌شناسان را به انجام تحقيقات گسترده‌اي واداشته است.

     بر اساس نظريه‌اي، مورچه‌ها پس از مرگ، ماده‌اي شيميايي از خود منتشر مي‌كنند كه در اثر هوازدگي و تجزيه ايجاد مي‌شود. مورچه‌هاي ديگر با دريافت اين سيگنال، از مرگ هم‌لانه‌اي خود آگاه مي‌شوند. اما اكنون زيست‌شناسان دانشگاه كاليفرنيا كه در حال مطالعه در مورد مورچه‌هاي آرژانتيني هستند، شواهد جديدي ارايه كرده‌اند كه سازوكاري متفاوت را نشان مي‌دهد.

     همه‌ي مورچه‌ها (چه زنده و چه مرده) به طور مداوم از علايم شيميايي مرگ برخوردارند، با اين تفاوت كه مورچه‌هاي زنده اين سيگنال‌ها را همراه با با سيگنال هاي حيات منتشر مي‌كنند. هنگامي كه مورچه‌اي مي‌ميرد، سيگنال‌هاي حيات در وي ناپديد مي‌شوند و فقط سيگنال‌هاي مرگ منتشر مي‌گردند. به گفته‌ي محققان، به همين دليل است كه مورچه‌هاي مرده به سرعت شناسايي و به گورستان كلني منتقل مي‌شوند.

     محققان معتقدند كه درك درست از سامانه‌ي تشخيص مورچه‌ها از مرگ، مي‌تواند در ارايه‌ي يك راهكار جديد و سازگار با محيط زيست براي مقابله با آفات موثر باشد.

 

منبع: خبرگزاري مهر

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت 14:33 |

روش‌هاي ترشح آنزيم‌هاي گوارشي در روده‌ي مياني حشرات

 

     ترشح آنزيم‌هاي گوارشي به داخل لومن روده به دو روش انجام مي‌شود. هنگامي که آنزيم‌ها به فاصله‌ي کمي بعد از سنتز شدن از سلول‌ها آزاد مي‌شوند، اين روش را ترشح طبيعي مي‌نامند. در روش دوم که ترشح تنظيم شده نام دارد، آنزيم‌هاي سنتز شده اغلب تا رسيدن يک سيگنال رهاسازي، به شکل يک زايموژن (پروتئيني است داراي يک توالي پپتيدي که تا وقتي که اين توالي وجودداشته باشد، از فعاليت آنزيمي جلوگيري مي‌کند) ذخيره مي‌شوند. در بيش‌تر حشراتي که تا به امروز مطالعه شده‌اند، ترشح طبيعي مشاهده گرديده است. دو تا از ويژگي‌هاي به خوبي مطالعه شده‌ي دستگاه گوارش مهره‌داران- ذخيره شدن آنزيم‌ها به شکل زايموژن‌هاي غيرفعال و تحريک شدن ترشح آنزيم‌ها توسط خود غذا- در حشرات نيز اتفاق مي‌افتند.

     سيگنال‌هاي لازم براي ترشح آنزيم‌هاي گوارشي ممکن است ناشي از تحريک ايجاد شده توسط غذاي خورده شده (که در اين حالت كنترل پرنديال ناميده مي‌شود)؛ ناشي از تحريک هورموني؛ و ناشي از كنترل پاراكرين (آزاد شدن فاکتورهايي از سلول‌هاي درون‌ريز روده) باشند. تشخيص دقيق اين سازوکارهاي کنترل آنزيم‌ها در بررسي‌هاي آزمايشگاهي هميشه ميسر نيست و ممکن است بين سازوکارهاي ياد شده همپوشاني اندکي وجود داشته باشد. به طور معمول، سازوکارهاي کنترل پاراکريني و پرندياني ترشح آنزيم‌ها در حشرات عموميت بيش‌تري دارند. پروتئين‌هاي موجود در غذا در بسياري از حشرات، محرک ترشح آنزيم‌هاي گوارشي هستند. اين که آيا اين پروتئين‌ها مستقيما بر روي سلول‌هاي ترشح کننده‌ي آنزيم‌ها تاثير مي‌گذارند (سازوکار پرنديال) و يا از طريق تاثير بر روي سلول‌هاي درون‌ريز موجود در روده‌ي بسياري از حشرات عمل مي‌کنند (سازوکار پاراکرين) عمل مي‌کنند، به خوبي معلوم نشده است.

     سلول‌هاي روده‌ي مياني آنزيم‌ها را به سه روش ترشح مي‌کنند. در معمول‌ترين روش ترشح آنزيم‌ها که ترشح مروکرين يا اگزوسايتوزيس نام دارد، آنزيم‌ها در داخل دستگاه گلژي سلول‌هاي ستوني، فراوري و توليد مي‌شوند و در داخل وزيکول‌هاي کوچکي بسته‌بندي مي‌گردند. اين وزيکول‌هاي حاوي آنزيم، با غشاي پلاسمايي سلول يکي (آميخته) مي‌شوند و آنزيم‌ها به داخل لومن روده رهاسازي مي‌گردند. در روش ديگر که ترشح هولوکرين ناميده مي‌شود و احتمالا هزينه‌برتر و بنابراين شکل كم‌تر معمول ترشح مي‌باشد، کل سلول روده‌ي مياني تخريب و محتويات سيتوپلاسمي آن به داخل لومن روده تخليه مي‌شود. در حالت تغيير يافته‌ي اين روش که ترشح آپوکرين نام دارد، تنها قسمتي از سلول، و به طور معمول فقط غشاهاي ريزپرزها، کنده و وارد لومن روده مي‌شود. روش بيش‌تر تغيير يافته‌ي ترشح آپوکرين، ترشح ميکروآپوکرين است که درآن، وزيکول‌هاي کوچک تک يا دوغشايي از ريزپرزهاي سلول کنده مي‌شوند. روش‌هاي ترشح آپوکرين و ميکروآپوکرين ويژگي‌هاي قسمت جلويي روده‌ي مياني هستند در حالي که اگزوسايتوزيس اغلب در قسمت عقبي روده‌ي مياني اتفاق مي‌افتد. سازوکار ترشح آنزيم‌ها ممکن است مرتبط با ناحيه‌ي خاصي از روده و عملکرد خاص آن قسمت باشد. به عنوان مثال، قسمت جلويي روده‌ي مياني اغلب در جذب فراورده‌هاي گوارش يافته نقش دارد و ترشح آپوکرين يا ميکروآپوکرين در اين ناحيه ممکن است يک سازگاري در جهت انتشار محتويات وزيکول‌هاي ترشحي به داخل لومن روده‌ي مياني باشد، آن هم در ناحيه‌اي که در فرايندهاي جذب مواد غذايي نقش دارد.

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در شنبه 3 اسفند1387 و ساعت 17:5 |

روده به منزله‌ي يك هدف بالقوه براي مديريت جمعيت حشرات و كنترل انتشار بيمارگرهاي گياهان و جانوران

بسياري از حشره‌شناسان و متخصصان ناقلين بيماري‌ها، روده و به ويژه روده‌ي مياني را نقطه‌ي بالقوه‌اي مي‌دانند كه براي كنترل جمعيت حشرات و يا كنترل انتقال بيمارگرها مي‌توان آن را مورد حمله قرار داد. روده‌ي مياني يكي از نقاط اصلي ورود توكسين‌ها، ويروس‌ها، هورمون‌ها، باكتري‌ها و ساير عوامل بالقوه‌اي است كه مي‌توان از آن‌ها در جهت كنترل حشرات استفاده كرد. به عنوان مثال، يكي از توكسين‌هايي كه بر روده‌ي مياني تاثير مي‌گذارد، توسط باكتري Bacillus thuringiensis توليد مي‌شود. استرين‌هاي مختلف اين باكتري براي حشرات مختلف، سميت‌هاي متفاوتي دارند و برخي از آن‌ها از جمله حشرات مفيد، مورد حمله‌يBt  قرار نمي‌گيرند. استرين‌هاي بيماري‌زايي شناخته شده‌اند كه براي كنترل برخي از بالپولكداران، دوبالان و سخت‌بالپوشان مفيد هستند. پروتوكسين از مخلوطي از پروتئين‌هاي كريستالي شكل به نام دلتا- اندوتوكسين‌ها (δ-endotoxins) تشكيل شده است. كريستال‌هاي دلتا- اندوتوكسين در روده‌ي مياني حشرات حساس حل مي‌شوند و توكسين‌هاي پروتئيني كه اندازه‌ي آن‌ها از 27 تا 140 كيلو دالتون متغير است، آزاد مي‌گردند. پروتئينازهاي خود حشره اين توكسين‌هاي پروتئيني را به پلي‌پپتيدهاي سمي كوچك‌تري تجزيه مي‌كنند. بنابراين، حشره با عمل گوارش خود، خودش را در معرض انواع بسيار زيادي از توكسين‌ها قرار مي‌دهد. در روده‌ي مياني شب‌پره‌ي كولي، دلتا- اندوتوكسين CryIA (C) باكتريB. thuringiensis   به آمينوپپتيدازهاي متصل به غشاهاي ريزپرزها متصل مي‌شود. چندين توكسين، يا همه‌ي آن‌ها، به گيرنده‌هاي واقع بر روي سطوح ريزپرزها متصل مي‌شوند و منافذ نسبتا بزرگي را در غشاهاي سلولي روده‌ي مياني ايجاد مي‌كنند. در نتيجه، تعادل اسمزي سلول‌ها از بين مي‌رود و سلول‌ها متورم و در نهايت تخريب مي‌شوند. حتي حشرات حساس نيز توانسته‌اند در برابر توكسين‌هاي Bt مقاوم شوند و هنوز هم جستجو براي يافتن راهبردهاي جديد در جهت به حداقل رساندن مقاومت آن‌ها ادامه دارد.

     روده‌ي مياني در انتقال انگل‌هاي Leishmania به انسان نقش دارد. انگلهاي Leishmania از ميزبان آلوده به حشره‌ي گزنده منتقل مي‌شوند و همراه با غذاي خوني، وارد روده‌ي مياني آن مي‌گردند. در داخل روده‌ي مياني ممكن است شرايط براي تقسيم سلولي سريع انگل و وارد شدن آن به اولين مرحله‌ي نشوونمايي به نام Promastigote مناسب باشد. اگر حشره ميزبان مناسبي نباشد، پروماستيگوت‌ها به زودي خواهند مرد و همراه با فضولات حشره از بدن آن دفع خواهند شد. در ميزبان‌هاي حساس، مانند برخي از دوبالان خانواده‌ي Psychodidae، بر اثر تغييرات نشوونمايي خاص و تغييراتي در قندهاي موجود در سطح پروماستيگوت‌ها، آن‌ها قادر مي‌شوند تا به ريزپرزهاي روده‌ي مياني متصل گردند. انگل‌هاي چسبيده پس از نشوونماي بيشتر و تغييرات ديگري كه در قندهاي سطحي آن‌ها به وجود مي‌آيد، دوباره به داخل روده‌ي مياني آزاد مي‌شوند و ممكن است از طريق گزش يك پشه‌ي سالك، از روده‌ي مياني  به يك ميزبان جديد (كه احتمال دارد انسان باشد)، منتقل ‌گردند. عواملي كه بتوانند از اتصال پروماستيگوت‌ها به سطوح ريزپرزها جلوگيري كنند، ممكن است چرخه‌ي انتقال انگل را به انسان بشكنند.

     وارد كردن مهاركننده‌هاي پروتئينازها به گياهان تجاري كه در مقابل آفت خاصي موثر خواهند بود، در دست بررسي مي‌باشد. با اين كه اين كار از نظر تكنيكي امكان‌پذير است، اما بايد تحقيقات زيادي انجام شود تا ميزان كنترل قابل حصول و سرعت مقاوم شدن آفات تعيين گردد.

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در سه شنبه 10 دی1387 و ساعت 11:16 |
با سلام به همه ی همکاران گرامی:

فرم زیر مربوط به عضویت در انجمن کنه شناسی ایران است که اگر به آن دسترسی ندارید میتوانید آن را در Word كپي كنيد و پس از ويرايش آن را تكميل و به آدرس داده شده پست نماييد.

 

 

باسمه تعالی

انجمن کنه­شناسی ايران

برگ درخواست عضويت

اينجانب:                                   فرزند:                    داراي شناسنامه شماره:              صادره از:                        متولد:            داراي تحصيلات:                      جنسيت:                  تقاضاي عضويت در انجمن کنه­شناسي ايران را دارم.

 

                                                                               تاريخ:                  امضا

شغل:

نشاني محل کار:

تلفن:                                            همراه:

نشاني محل سکونت:

تلفن:                                                                                                                           email:       

نشاني دبيرخانه انجمن: کرج- پرديس کشاورزي و منابع طبيعي- دانشکده علوم باغباني و گياه‌پزشکي- گروه گياه­پزشکي، انجمن کنه­شناسي ايران

 تلفن: 2819256- (داخلي 612) 2818705، دورنگار: 2238529

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در شنبه 16 آذر1387 و ساعت 17:5 |

 زنگ تفریح!

سوالات بسياري در طول روز پيش روي ما قرار مي‌گيرند كه با اندکي تامل به آن‌ها جواب مي‌دهيم. البته هميشه پاسخ‌ها صحيح نيستند و گاه اشتباهاتي که ناشي از انحراف ذهن و عدم تمرکز است باعث کم‌توجهي به اصل سوال مي‌شود. در اين مجال، پنج سوال با پاسخ براي شما در نظر گرفته شده است. ابتدا تلاش کنيد بدون نگاه کردن به جواب‌هاي صحيح و با تمرکز کافي روي سوالات، آن‌ها را حل کنيد و سپس پاسخ‌هاي درست را نگاه کنيد تا متوجه شويد ذهن شما در اثر نکات انحرافي موجود در سوالات به اشتباه افتاده يا درست به هدف زده‌ايد. درصد خطا يا درست عملکردن شما تاييدي بر هيچ نکته ويژه‌اي نيست و تنها به تمرکز و دقت شما کمک مي‌کند. اما سوالات:

 

مساله‌ي 1-  فرض کنيد راننده ي يک اتوبوس برقي هستيد. در ايستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس مي‌شوند. در ايستگاه دوم 3 نفر بيرون مي‌روند و پنج نفر وارد مي‌شوند. راننده چند سال دارد؟


مساله‌ي 2- پنج کلاغ روي درختي نشسته‌اند، 3 تا از آن‌ها در شرف پرواز هستند. حال چه تعداد کلاغ روي درخت باقي مي‌ماند؟

 

مساله‌ي 3- چه تعداد از هر نوع حيوان به داخل کشتي موسي برده شد؟

 

مساله‌ي 4- شيب يک طرف پشت‌بام شيرواني شکلي، شصت درجه و طرف ديگر آن 30 درجه است. خروسي روي اين پشت بام تخم گذاشته است. تخم به کدام سمت پرت مي‌شود؟

  
مساله‌ي 5- اين سوال حقوقي است. هواپيمايي از ايران به سمت ترکيه در حرکت است و در مرز اين دو کشور سقوط مي‌کند، بازمانده‌ها را کجا دفن مي‌کنند؟

 

مساله‌ي 6- شخصي دو سکه به شما مي‌دهد که مجموعش 30 تومان مي‌شود اما يکي از آن‌ها نبايد 25 توماني باشد. چطور؟ 

براي امتحان خودتان هم که شده جواب‌ها را الان نگاه نکنيد. سعي کنيد مساله‌ها را حل نماييد و سپس با جوا‌ب‌هاي اصلي مقايسه کنيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ‌ها:

مساله‌ي 1- راننده‌ي اتوبوس بايد همسن شما باشد چون جمله‌ي اول سوال مي‌گويد "تصور کنيد که راننده‌ي اتوبوس هستيد.

مساله‌ي 2- همه‌ي کلاغ‌ها، چون آن‌ها فقط "در شرف پرواز" هستند و هنوز از روي درخت بلند نشده‌اند (اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانيد دوباره محاسبات جلوي تفکرتان را گرفته است.

مساله‌ي 3- هيچ. آن نوح بود که حيوانات را به كشتي برد و نه موسي ("چه تعداد " جلوي فکر کردن شما را گرفته است).

مساله‌ي 4- هيچ کدام. خروس‌ها که تخم نمي‌گذارند. اگر شما سعي کرديد جواب را توسط محاسبات و مقايسه‌ي اعداد به دست آوريد، شما دوباره به وسيله‌ي اعداد منحرف شده‌ايد.

 مساله‌ي 5- بازمانده‌ها را دفن نمي‌کنند. آن‌ها جان سالم بدر برده‌اند. شما به وسيله‌ي کلمات حقوقي و دفن کردن منحرف شده‌ايد.

مساله‌ي 6- يک 25 توماني و يک 5 توماني. به ياد بياوريد: فقط يکي از آن‌ها نبايد 25 توماني باشد و همين طور هم هست. يک سکه‌ي 5 توماني داريم. شما با عبارت "يکي از آن‌ها نبايد … " فريب خورده‌ايد!

 

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در یکشنبه 10 آذر1387 و ساعت 15:2 |

سيستم‌هاي كريپتونفريديال

     بسياري از خانواده‌هاي سخت‌بالپوشان، ‌بالپولكداران و برخي از لارو‌هاي زنبوران دم‌اره‌اي (بال‌غشاييان) داراي آرايش خاصي از لوله‌هاي مالپيگي هستند كه در آن، قسمت‌هاي انتهايي لوله‌هاي مالپيگي در داخل يك غشا محصور هستند و در تماس نزديك با سطح راست‌روده نگهداشته مي‌شوند. اين نوع آرايش به نام سيستم كريپتوسولنيك يا كريپتونفريدي لوله‌هاي مالپيگي شناخته مي‌شود. به نظر مي‌رسد كه اين سيستم، آرايشي است كه در جهت حفظ آب بدن بسيار موثر عمل مي‌كند. حشراتي كه در خشك‌ترين زيستگاه‌ها زندگي و از غلات بسيار خشك تغذيه مي‌كنند، داراي پيچيده‌ترين شبكه‌ي كريپتونفريدي هستند.

     لوله‌هاي كريپتونفريديك به درون فضاي داخلي راست‌روده وارد نمي‌شوند، اما در سطح خارجي راست‌روده قرار مي‌گيرند و در داخل يك اتاقك پري‌نفريك (Perinephric chamber) كه توسط غشاي پري‌نفريك به وجود مي‌آيد، محصور مي‌شوند. غشاي پري‌نفريك داراي سلول‌هاي نازك و كشيده‌اي است كه از نقطه‌ي شروع تماس با روده، لوله‌هاي مالپيگي را از تماس با هموسل و هولنف دور نگه مي‌دارند. لوله‌هاي مالپيگي بلافاصله پس از تماس با راست‌روده خاتمه نمي‌يابند ‌بلكه به طور تيپيك، حلقه‌ها و پيچ‌خوردگي‌‌هاي  زيادي تشكيل مي‌دهند، بخش‌هايي از آن‌ها به شكل شعاعي در اطراف راست‌روده قرار مي‌گيرند و حلقه‌ها نيز در امتداد طول راست‌روده به جلو و عقب حركت مي‌كنند. غشاي پري‌نفريك، حلقه‌ها و پيچ‌خوردگي‌ها را مي‌پوشاند و همانند پوششي، لوله‌هاي مالپيگي را در داخل خود محصور مي‌كند. در حشراتي كه در خشك‌ترين زيست‌محيط‌ها زندگي مي‌كنند، چندين لايه از لوله‌ها‌ي‌ مالپيگي ممكن است بر روي راست‌روده قرار بگيرند. در داخل اتاقك پري‌نفريك،‌ بين لايه‌ي سلولي اپيتليومي راست‌روده و داخلي‌ترين لايه‌ي لوله‌هاي مالپيگي، فضاي دور راست‌روده‌اي (Perirectal space) كوچكي به وجود مي‌آيد.

     روده‌ي حشرات، به ويژه روده‌هاي سخت‌بالپوشان، حاوي مقادير متغيري آب هستند. برخي از سخت‌بالپوشان گياهخوار هستند و از غذاهايي حاوي مقادير نسبتا زيادي آب تغذيه مي‌كنند، در حالي كه بقيه محصولات انباري خشك يا مواد غذايي خشك مشابهي را مورد تغذيه قرار مي‌دهند. در سخت‌بالپوشان گياهخوار، قسمت عقبي راست‌روده‌اي كه درست قبل از تخليه شدن، حاوي ذرات مدفوع است، نسبت به سخت‌بالپوشاني كه از غذاهاي خشك تغذيه مي‌كنند، كوچك‌تر است و لوله‌هاي مالپيگي آن كم‌تر پيچ خوردگي پيدا كرده‌اند. سخت‌بالپوشاني كه در محيط‌هاي بسيار خشك زندگي مي‌كنند، ‌مانند Tenebrio molitor و ساير سوسك‌ها و سرخرطومي‌هاي غلات، داراي يك سيستم كريپتونفريديال بزرگ هستند كه آن‌‌ها را قادر مي‌سازد تا از ذرات مدفوع، آب بيش‌تري را جذب كنند.

     در بيشتر سخت‌بالپوشان، خارجي‌ترين لايه‌ي يك لوله كريپتونفريدي، از طريق يك سلول منفرد و به شدت تغيير يافته از سلول‌هاي ديواره‌ي لوله‌هاي مالپيگي به نام سلول لپتوفراگما (Leptophragma)، در نقاط زيادي به غشاي پري‌نفريك خارجي‌تر متصل مي‌شود. اين نقاط تماس‌،‌ وقتي يك لوله‌ي مالپيگي تنها همراه با غشاي نازك سلول لپتوفراگما و غشاي پري‌نفريك بسيار نازك (در اين نقطه‌ي بخصوص) از همولنف جدا مي‌شود، لپتوفراگماتا خوانده مي‌شوند. تنها دو خانواده از سوسك‌ها، Ptinidae و Anobiidae، ‌فاقد لپتوفراگماتا هستند اما در هيچ كدام از بالپولكداران مطالعه شده مشاهده نشده‌اند.

     در  T. molitorو برخي از سوسك‌هاي ديگر، غشاي پري‌نفريك نازك متسع مي‌شود و در بالاي هر سلول لپتوفراگما، يك Boursouflure،‌ يك كلمه‌ي فرانسوي به معني تاول (Blister)، را به وجود مي‌آورد. boursouflure ممكن است محل ترشح فعال يون‌ها از همولنف به داخل لوله‌هاي پري‌نفريك باشد، بنابراين براي كمك به حركت غيرفعال آب در جهت شيب اسمزي و از فضاي داخل راست‌روده به فضاي داخلي لوله‌ها، در لوله‌هاي كريپتونفريك فشار اسمزي زيادي ايجاد مي‌كند. شواهدي وجود دارد مبني بر اين كه در T. molitor تركيبي با وزن ملكولي بالا (شايد پروتئيني) به داخل فضاي داخلي راست‌روده‌اي ترشح مي‌شود و در ابتدا آب راست‌روده وسپس آب وارد شده به لوله‌ها را جذب مي‌كند.

     لوله‌هاي كريپتونفريك بالپولكداران داراي لپتوفراگماتا و سلول‌هاي لپتوفراگما نيستند، لذا، علي‌رغم نقشي كه در سلول‌هاي لپتوفراگماي سخت‌بالپوشان دارند، در سيستم بالپولكداران ضروري نمي‌باشند. همانند سخت‌بالپوشان، ميزان قرار گرفتن حلقه‌هاي كريپتونفريديال بر روي راست‌روده، با زيستگاه و غذاي خورده شده توسط لارو‌ها در ارتباط است. در لارو‌هايي كه از مواد گياهي سبز تغذيه مي‌كنند، داخلي‌ترين لايه‌ي سلول‌ها تنها تا حدود يك سوم طول قسمت جلويي راست‌روده امتداد يافته و تنها يك لايه لوله وجود دارد كه در نيمه‌ي عقبي راست‌روده‌ي جلويي، خيلي نزديك به هم قرار نگرفته‌اند. در لاروهايي كه در شرايط بسيار خشك زندگي و از غذاهاي خشك تغذيه مي‌كنند (مثلTineidae، Galleriidae و Phycitidae)،‌ لوله‌هاي پيچ خورده، در هر دو لايه‌ي داخلي‌تر و خارجي‌تر، نزديك به هم قرار گرفته‌اند و در تمام طول راست روده‌ي جلويي گسترش يافته‌اند. در گونه هایی از بالپولكداران آبزي از جمله  Paraponyx (=Nymphula) stratiolata  و Cataclysta lemnata (از خانواده‌ي Pyralidae)، سيستم كريپتونفريدي مشاهده نمي‌شود. در اين حشرات، قسمت‌هاي انتهايي لوله‌هاي مالپيگي كه بر روي راست‌روده قرار گرفته‌اند، تنها با برخي از اجسام چربي و تراشه‌ها تماس دارند. هرچند كمپلكس كريپتونفريديك از نظر آناتوميكي به خوبي مطالعه شده، اما مطالعات فيزيولوژيك بسيار كمي در مورد آن انجام گرفته است.

منبع: Insect Physiology and Biochemistry

تاليف:  J.L. Nation (اين كتاب توسط اينجانب ترجمه شده و در حال حاضر در دست صفحه‌ آرايي مي‌باشد). 

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در یکشنبه 10 آذر1387 و ساعت 14:45 |

تكامل حشرات

باور عمومي اين است كه حشرات از اجدادي شبيه به كرم‌هاي خاكي تكامل يافته‌اند، اجدادي كه ناخن‌داران (Onychophora)  ابتدايي هم از آن‌ها مشتق شده‌اند و سنگواره‌هاي آن‌ها در رسوبات دريايي دوره‌ي كامبرين كه متعلق به بيش از 500 ميليون سال قبل است، به خوبي حفظ گرديده است. ناخن‌داران امروزي داراي برخي از ويژگي‌هاي كرم‌هاي حلقوي و بندپايان هستند. ناخن‌داران باقيمانده، گروهي مشتمل بر حدود 65 گونه كرم مخملي لارو مانند از جنس Peripatus هستند كه در زيستگاه‌هاي مرطوب مناطق گرمسير زندگي مي‌كنند. اين جانوران داراي بدني بندبند، يك جفت شاخك، و 14 تا 43 جفت پاي كوتاه بدون بند هستند. ناخن‌داران با داشتن يك كوتيكول نازك، قابل نفوذ و انعطاف‌پذير، يك جفت نفريدي (اندام‌هاي دفعي) در هر حلقه و يك سيستم عصبي مشابه با سيستم عصبي كرم‌هاي خاكي، به آن‌ها شباهت دارند. ناخن‌داران همانند حشرات داراي ناخن، سيستم گردش خون باز، دستگاه تراشه‌اي، ‌يك هموسل، ‌آرواره‌هاي بالاي شبيه حشرات و غدد بزاقي هستند. برخي از محققان در گذشته ناخن‌داران را رده‌اي از بندپايان در نظر مي‌گرفتند اما اين جانوران غالبا در يك شاخه‌ي مجزا به نام شاخه‌ي  Onychophoraقرار داده مي‌شوند. محققان براي يك يا دو بار، يك مسير تكاملي مجزا را براي حشرات پيشنهاد كرده‌اند (منشا تك‌نسبي)، منشاهاي دونسبي و منشاهاي چندنسبي. با استناد به سنگواره‌هاي به دست آمده، اولين حشرات در دوره‌ي دونين دوران پالئوزوئيك، حدود 400 ميليون سال قبل به صورت اشكال بي‌بال وجود داشته‌اند. حشرات سنگواره‌اي اوليه بيشتر شبيه به دم‌موداران (Thysanura) امروزي هستند. تكامل سريع حشرات در دوره‌ي كربونيفر (360 ميليون سال قبل، در دوران پالئوزوئيك) اتفاق افتاد، يعني دوره‌اي كه زمين تحت سيطره‌ي گياهان آوندي ابتدايي بزرگ و سپس سرخس‌ها و بازدانگان قرار داشت. دومين دوره‌ي تكاملي سريع حشرات در دوره‌ي كرتاسه دوران مزوزوئيك، حدود 140 ميليون سال قبل اتفاق افتاد. در آن هنگام، تعداد گياهان گلدار رو به افزايش و تعداد بازدانگان رو به كاهش گذاشته بود. تكامل متقابل و سازگاري به گياهان گلدار باعث موفقيت و توسعه‌ي چندين گروه از حشرات، از جمله سوسك‌ها، بالپولكداران، زنبورهاي عسل و جوربالان گياهخوار گرديد.

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در چهارشنبه 22 خرداد1387 و ساعت 11:33 |