تبليغاتX
فرهنگستان حشره شناسی

 

گرده‌افشاني شدن اركيده‌ها توسط زنبوران عسل انفرادي

تيره‌ي Orchidaceae بزرگترين تيره‌ي گياهان گلدار است و برحسب تخمين، داراي 15000 گونه‌ي متعلق به 450 جنس مي‌باشد. اركيده‌‌ها به دليل مرفولوژي عجيب و غريب گلهايشان نزد زيست‌شناسان شهرت خاصي دارند. اين گياهان به مدت 200 ميليون سال در تكامل متقابل با حشرات گرده افشان رشدونمو كرده‌اند. به اين خاطر، بسياري از فرايندهاي گرده‌افشاني در تيره‌ي Orchidaceae پيچيده‌ترين حالت در ميان نهاندانگان مي‌باشند. پيچيدگيهاي گرده‌افشاني شدن اركيده‌‌ها توسط زنبوران عسل انفرادي (Solitary bees) و زنبوران وحشي (Wasps) از هنگام مشاهدات Cruger در سال 1865 ميلادي, كه بعدها توسط چارلز داروين (1884) در كتاب كلاسيك وي در مورد گرده‌افشاني اركيده‌‌ها به چاپ رسيد, زيست‌شناسان را مجذوب خود كرده است. با اين حال, با وجود بيش از يك قرن مطالعه‌ي گسترده، هنوز سوالات زيادي درباره‌ي اكولوژي شيميايي و رفتاري و تعاملهاي بين اركيده‌‌ها و زنبوران عسل بدون پاسخ مانده‌اند. زنبوران عسل انفرادي كه اكثر گونه‌هاي اركيده‌ها را گرده‌افشاني مي‌كنند, توسط رايحه‌هاي سميوكميكال فرار به سمت گلها جلب مي‌گردند و در تلاش براي نوشيدن اين مواد، با مرفولوژي پيچيده‌ي گلها درگير مي‌شوند به طوري كه توده‌هاي گرده (Pollinaria) به بدن زنبورها مي‌چسبند و بعداً به يك گل ماده‌ي ديگر منتقل مي‌شوند. با اين كه بسياري از گونه‌هاي اركيده‌ها هم شهد و هم گرده توليد مي‌كنند, تعدادي از جالبترين و غير‌قابل توضيح‌ترين ارتباطات تكاملي در گونه‌هايي ديده مي‌شود كه گلهاي نر آنها شهد توليد نمي‌كنند. اين گلها فقط توسط افراد نر زنبوران عسل انفرادي بازديد مي‌شوند و به نظر مي‌رسد كه تنها فايده‌ي اين كار براي آنها، جمع‌آوري مواد معطر موجود مي‌باشد.

نقش سينومونهاي فرار در گرده‌افشاني شدن اركيده‌‌هاي جنس Ophrys

اركيده‌‌هاي Ophrys spp. توسط زنبورهاي Gorytes spp. (از خانواده‌ي Sphecidae), Campsocolia spp.  (از خانواده‌ي Scoliidae) و زنبوران عسل انفرادي از جنسهاي Andrena, Anthophora, Chacidoma, Chlorandrena, Colletes, Eucera, Melecta, Osmia و Xylocopa گرده‌افشاني مي‌شوند. بسياري از گونه‌هاي Ophrys درجه‌ي بسيار بالايي از تكامل متقابل گياه- حشره را نشان مي‌دهند كه به نام "گرده‌افشاني فريب‌كارانه" (Deceitful pollination) خوانده شده و به اين صورت است كه حشره‌ي نر توسط مواد سميوكميكال فرار و هدايت‌كننده‌هاي بصري, فريب‌خورده و به سمت گياه جلب مي‌شود, اما هيچ فايده‌اي نمي‌برد چرا كه گلها داراي شهد و گرده نيستند. كولنبرگ (1956) گرده‌افشاني شدن گونه‌هاي Ophrys را تحت عنوان جفتگيري كاذب (Pseudocopulation), بدين صورت توصيف كرده كه حشره‌ي نر توسط مواد فرار گل جلب شده, بر روي Labellum گل (لب پاييني جام گلهاي اركيده) نشسته و توسط ترپنوئيدهاي خاصي، از نظر جنسي تحريك مي‌شود. اين كار باعث بروز حركات جفتگيري بر روي سطح مو‌دار لابلوم, كه شباهت آشكاري به حشره‌ي ماده دارد, مي‌شود. موهاي سطح لابلوم, حشره‌ي نر را تحريك مي‌كنند تا حركات جفتگيري كاذب را انجام دهد كه اين كار منجر به افزايش توده‌هاي گرده بر روي بدن آن شده و گرده‌ها‌ي حمل شده از گلهاي نر بر روي كلاله‌ي گلهاي ماده قرار داده مي‌شوند.

تركيبي به نام δ-cadinene، ترپنوئيد سينوموني اصلي جداسازي شده از لابلوم چندين گونه Ophrys مي‌باشد. اين ترپنوئيد در بروز پاسخهاي الكتروآنتنوگرافيك (EAG) در زنبورهاي نر Eucera tuberculata و E. longicornis, نسبت به ديگر ايزومرهاي كادينن و نيز تركيباتي با ساختمان مشابه مانند Amorpheneها, Muurolineها, Bulgareneها, كوپائن‌ها و ييلانژن‌ها, 1000 برابر فعالتر است. واكنش الكتروآنتنوگرافيك به دلتا- كادنين مشابه الگوي الكتروآنتنوگرافيكي حاصل از عصاره‌هاي لابلومي گونه‌هاي Ophrys بود كه براي افراد نر Eucera بسيار جلب‌كننده هستند.

برگستروم (1978) نقش زير را براي تركيبات فرار دخيل در برقراري ارتباط بين Ophrys با گرده افشانها پيشنهاد كرده است: تركيبات فرار ناشي از گلهاي اركيده‌ داراي سه ناحيه‌ي پراكندگي (Regions of dispersal) هستند: (1) فاصله‌هاي طولاني تا 500 متر, كه در اين حالت، هدايت‌كننده‌هاي ديداري موثر نبوده و تركيبات فرار در مسير باد منتشر مي‌شوند, (2) ناحيه‌ي مجاور گلها از يك تا 100 سانتيمتر كه در اين ناحيه، مواد معطر فرار توسط جريانهاي همرفت (Convection currents) و باد منتقل شده و محركهاي ديداري موثر مي‌باشند، و (3) نزديك بودن و تماس ديداري (Visual contact) با گلها كه در اين حالت، انتشار بوها, آشفتگيهاي كوچك (Microturbulence) و تماسهاي شيميايي و ديداري هر دو موثر مي‌باشند. تصور مي‌شود كه مواد سميوكميكال بسيار فرار و داراي وزن ملكولي پايين دليل جلب شدن گسترده‌ي گرده‌افشانها بوده و سزكوئي‌ترپنها احتمالاً باعث بروز رفتار جفتگيري كاذب مي‌شوند. الگوي وابستگي گرده‌افشاني (Association pattern of pollination), كه در آن گونه‌هاي مشخصي از زنبورهاي عسل، گونه‌هاي مشخصي از اركيده‌‌ها را گرده‌افشاني مي‌كنند, با تحريك شدن زنبورها توسط برخي از سميوكميكالها مانند دلتا-كادينن قابل توضيح است. تركيبات فرار استخراج شده از گلهاي Ophrys عبارتند از:

 

Limonene

Octanol

α-pinene

Dodecanol

Linalool

Tetradecanol

Citronellol

Hexadecanol

Neral

Heptanal

Geraniol

Dodecyl acetate

β-cadinene

Methyl oleate

α-copaene

Ethyl oleate

ايزومرهاي terpinene

Geranyl butyrate

 

هيدروكربنهاي 12 تا 19 كربنه

 

نقش سينومونهاي فرار در گرده‌افشاني شدن اركيده‌‌ها توسط زنبورهاي Euglossini

بيش از 650 گونه از اركيده‌‌هاي نئوتروپيك منحصراً توسط افراد نر زنبورهاي قبيله‌ي Euglossini گرده‌افشاني مي‌شوند.  حداقل 100 گونه Euglossa, 13 گونه Eulaema و 52 گونه Eufriesia, گونه‌هايي انفرادي بوده و گلها را براي به دست آوردن شهد و گرده به شدت مورد بررسي قرار مي‌دهند. اين زنبورها وابستگي ويژه‌اي به تيره‌ي Orchidaceae دارند به طوري كه اين وابستگي به نام "نشانگان Euglossini" (Euglossini syndrome) شناخته شده است. اركيده‌‌هايي كه توسط زنبورهاي Euglossini گرده‌افشاني مي‌شوند، بسيار خوشبو هستند اما فاقد شهد بوده و گرده‌ي قابل استفاده‌اي در آنها وجود ندارد. زنبوران نري كه از گلها بازديد مي‌كنند, منحصراً توسط مواد سميوكميكال فرار  جلب مي‌شوند. گرده‌افشاني شدن اركيده‌‌ها توسط زنبورهاي نر از طريق يك سري تواليهاي رفتاري دقيق انجام مي‌شود: (1) جلب شدن به رايحه‌ي گلها, (2) فرود آمدن بر روي گلها, (3) حركت به سمت قاعده‌ي لابلوم به منظور برقراري بيشترين تماس با بو, (4) برس زدن سطح لابلوم با برسهاي پنجه‌اي (Tarsal brushes) پاهاي جلويي, (5) به هوا برخاستن, (6) انتقال رايحه‌هاي جمع‌آوري شده به ساق پاي عقبي و (7) بازگشتن به سوي گل. در گونه‌ي Eulaema cingulata, پنجه‌ها‌ي پاهاي جلويي براي جمع‌آوري رايحه‌هاي اركيده‌‌ها داراي برسهاي جمع‌آوري‌كننده‌ي جارويي شكل (Mop-like) مي‌باشند. اين تركيبات منوترپني و آروماتيكي به اندامهاي خاصي بر روي ساق پاهاي عقبي كه داراي حفره‌هاي عميقاً تو رفته و پوشيده از مو است, منتقل مي‌شوند. اين زنبور، غده‌هاي سري (Cephalic glands) بزرگي دارد كه تركيبات آليفاتيكي زنجير بلند, مانند دودسيل, تترادسيل و هگزادسيل استاتها و n-آلكان‌هاي 25 تا 33 كربنه را ترشح مي‌كنند و زنبور قبل از اين كه رايحه‌هاي جمع‌آوري شده را به سبدهاي ساق پاهاي عقبي خود انتقال دهد, آنها را با اين تركيبات مخلوط مي‌كند. ويتن و همكاران (1989) اظهار داشته‌اند كه ترشحات غدد سري براي كند ساختن تبخير رايحه‌هاي جمع‌آوري شده از اركيده‌‌ها به كار مي‌روند.

رفتار زنبورهاي قبيله‌ي Euglossini در جلب شدن به رايحه‌ها‌ي اركيده‌‌ها به صورت معمايي باقي مانده است. رايحه‌هاي جمع‌آوري شده از گلها در تشكيل اجتماعات نرها كه پس از آن، ماده‌ها را به آن اجتماعات جلب مي‌كنند يا در جلب كردن ماده‌ها براي جفتگيري, آشكارا اهميت دارند. ويتن و همكاران (1989) با ارايه‌ي يك نظريه اظهار داشته‌اند كه زنبورهاي نر براي آسان نمودن معاشقه‌ي خود با ماده‌ها, مقادير زيادي از رايحه‌ها را در سبدهاي ساق پاهاي خود جمع‌آوري مي‌كنند, به طوري كه "دسته گل ساق پا" (Tibial bouquet) ممكن است نشان دهنده‌ي ميزان شايستگي نر باشد. با وجود اين, ويليامز (1981) نتيجه مي‌گيرد كه "تاكنون به اين سوال كه چرا زنبورهاي Euglossini گلهاي اركيده‌ را بازديد مي‌كنند, پاسخ قانع‌كننده‌اي داده نشده است".

دادسون و همكاران نخستين كساني هستند كه اظهار داشتند رايحه‌هاي فرار گلهاي اركيده‌ دليل جلب شدن زنبورهاي Euglossini به گلهاي اركيده مي‌باشند. ويليامز و ويتن  (1983) ضمن شناسايي حداقل 40 تركيب ترپنوئيدي و آروماتيكي با وزن ملكولي پايين از گلهاي اركيده‌‌هاي نئوتروپيكال, كه براي گونه‌هاي مختلفي از زنبورهاي Euglossini جلب‌كننده هستند, مطالعات فوق را كامل نمودند. ويرمن (1970) ياد آور شده است كه غلظت فنيل‌پروپانوئيدها در گلها, هنگام رسيدن گرده‌ها به بالاترين مقدار خود مي‌رسد.

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در پنجشنبه 18 بهمن1386 و ساعت 13:56 |

 

حشرات گرده‌افشان

مهمترين حشراتي كه در اكولوژي گرده‌افشاني نقش دارند، سخت‌بالپوشان, دوبالان, بال‌غشائيان و بالپولكداران مي‌باشند.

سخت‌بالپوشان, قديمي‌ترين گرده‌افشانهاي نهاندانگان بوده و احتمالاً با گلهاي باز و جام مانند ارتباط داشته‌اند و از ترشحات گلها, شهد و گرده تغذيه مي‌كرده‌اند. بسياري از گونه‌هاي كنوني سخت‌بالپوشان در حالت حشره‌ي كامل، رژيم گل‌خواري دارند.

دوبالان نيز گرده‌افشانهايي قديمي در نظر گرفته مي‌شوند كه با استفاده از قطعات دهاني مكنده يا ليسنده‌ي خود، از شهد و گرده تغذيه مي‌كنند. دوبالان عالي (Brachycera) عموما از گلها تغذيه مي‌نمايند. مثلاً دوبالان خانواده‌ي Bombyliidae يا مگسهاي زنبورنما (Bee flies) قطعات دهاني تخصص يافته با يك خرطوم بلند و مكنده دارند كه براي بازديد از گلهاي لوله‌اي شكل بسيار مناسب است. مگسهاي Syrphidae يا مگسهاي گل (Flower flies) مهمترين دوبالان گل‌دوست (Anthophilous) به شمار مي‌روند. حشرات كامل در بازديد از گلها براي تغذيه از شهد و گرده متخصص بوده و از قطعات دهاني مختلفي استفاده مي‌كنند. ديگر خانواده‌هاي دوبالان كه از بازديدكنندگان مهم گلها هستند عبارتند از: Conopidae, Tachinidae و Anthophoridae.

بيشتر حشرات كامل بالپولكداران از شهد گلها تغذيه مي‌كنند و ممكن است تغييرات شديدي در خرطوم آنها ديده شود. در خانواده‌ي Sphingidae, گونه‌ي Xanthopan morgani praedicta با دارا بودن خرطومي به طول 25 تا 30 سانتيمتر, تنها گرده‌افشان اركيده‌ي ماداگاسكاري Anagraecum sesquipedale است كه عمق جام گل آن 25 تا 30 سانتي‌متر مي‌باشد. شب‌پره‌ها بيشتر شب‌هنگام از گلها بازديد مي‌كنند, در صورتي كه پروانه‌ها اين كار را روزهنگام انجام مي‌دهند.

بال‌غشائيان مهمترين گرده‌افشانها بوده, اغلب وابستگيهاي تكاملي بسيار ويژه‌اي را نشان مي‌دهند. مثلاً زنبورهاي انجير sp. Blastophaga  (از خانواده‌ي Chalcididae), براي گرده‌افشاني شدن انجيرها بسيار ضروري مي‌باشند. زنبورهاي عسل (Apidae) در بين تمام حشرات گرده‌افشان, بيشترين تخصص‌گرايي را دارند به طوري كه قطعات دهاني آنها براي نوشيدن شهد و پاهاي آنها براي جمع‌آوري گرده, سازگاريهاي ويژه‌اي يافته است.

زنبورهاي عسل براي بررسي گلها داراي الگوهاي رفتاري پيچيده‌اي بوده (مخصوصا گلهاي تيره‌هاي Labiatae, Leguminaceae, Orchidaceae, Scrophulariaceae و Violaceae) و گلها اغلب تغييراتي نشان مي‌دهند تا با در اختيار گذاشتن منابع پنهان شهد و گرده, گرده‌افشاني زنبورها را تسهيل نمايند. بيش از 20000 گونه زنبور عسل در امر گرده‌افشاني نهاندانگان شركت دارند.

زنبور عسل Apis mellifera, مهمترين گرده‌افشان عمومي است. محصولات مهمي كه تقريباً به صورت گسترده توسط زنبور عسل گرده‌افشاني مي‌شوند عبارتند از: يونجه, پنبه, بادام زميني, سويا, چغندرقند, مركبات, ميوه‌هاي درختان خزان‌دار و تقريباً تمام سبزيجات. زنبور عسل پاسخ‌دهي خارق‌العاده‌اي نسبت به مواد سميوكميكال معطر گلها داشته و اكولوژي شيميايي در فرايندي كه زنبورهاي عسل را براي جستجوي شهد و گرده وادار به بررسي طيف وسيعي از گلها مي‌نمايد, نقش مهمي ايفا مي‌كند. تاژك 10 بندي شاخك زنبور عسل كارگر داراي حدود 3000 اندام حسي صفحه مانند (Sensilla placodea) (اندامهاي مسطح يا Plate organs) است كه بيشتر در هشت بند انتهايي آن متمركز شده‌اند. ركوردهاي تك‌سلولي از اين اندامها حدود 10 نوع واكنش بويايي مشخص با كمي همپوشاني را مشخص كرده است: (1) اسيدهاي آليفاتيك يك تا 14 كربنه, از جمله‌ فرمون جنسي ملكه يا 9-keto-trans-2-decenoic acid, (2) اسيد سايكلوهگزانوئيك, (3) استاتها و فرماتهاي 5 تا 7 كربنه, (4) استاتهاي ترپني, (5) ترپنهايي مانند ژرانيول, نرول, سيترونلول و اوژنول, (6) لينالوئول و ليمونن, (7) سيناميك الكل و بنزيل الكل, (8) اسيد هيدروسيناميك, كومارين, (9) اكتانول, و (10) فرومون اعلام‌خطر (Alarm pheromone) هپتانون. درك اين گروه از سينومونها در سطحي بالاتر از سيستم عصبي مركزي اتفاق مي‌افتد, اما دخالت اين سيستم در تميز دادن تركيبات انفرادي اين گروههاي واكنشي مختلف (Reaction groups) و احتمالاً در فرايند يادگيري تشخيص بو, آشكارا لازم مي‌باشد.

واكنش زنبور عسل به مواد فرار مي‌تواند ساده و مستقيم يا پيچيده باشد. مثلاً محققاني هزاران زنبور عسل را مشاهده كردند كه مستقيماً و در خلاف جهت باد, به يك منبع 20 ميلي‌گرمي فنيل استالدئيد در فاصله‌ي تقريباً 200 متري كندو جلب شدند. با وجود اين, فام- ده‌لگ و همكاران (1986) از آفتابگردان, (Compositae) Helianthus annuus يك مخلوط معطر جلب‌كننده استخراج كردند كه داراي 27 "تركيب قطبي" از جمله Verbenone, trans-carveol, Ascaridole, Bornyl acetate, Perillyl acetate, 2,5-decadienal, اوژنول, وانيلين, Methyl caproate, 4,5-dihydrotheaspirone, 2-tridecanone, δ-cadinol و Propiovanillone بود. عقيده بر اين است كه اين تركيب دربردارنده‌ي مواد سميوكميكال معطر آفتابگردان است.

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در پنجشنبه 18 بهمن1386 و ساعت 13:36 |

دستگاههای دورکننده‌ی اولتراسونيک حشرات و جوندگان

 

     چند سالی است که در بازار دستگاههايي الکتريکی عرضه مي‌شوند که سازندگان آنها ادعا مي‌کنند با انتشار اصوات ماوراي صوت موجب فراري شدن آفات (اعم از جوندگان يا حشرات) از محل آلوده و يا مرگ آنها مي‌گردند. به اين دستگاهها اصطلاحاً دورکننده‌هاي اولتراسونيک آفات گفته مي‌شود که در کشورهاي مختلف دنيا تحت نامها يا مارکها و در شکلهاي مختلفي عـــرضه مي‌شوند. اين دستگاهها با ايجاد اصواتي با طول موج کوتاه و فرکانس بالا کار مي‌کنند. فرکانس ايجاد شده توسط اين دستگاهها بيش از 20000 هرتز است که اصولاً به اين صداها اصطلاح ماوراي صوت اطلاق مي‌شود. شرکتهاي عرضه‌کننده اين تجهيزات معمولاً در بروشورهاي تبليغاتي خود مي‌نويسند که صداي ايجاد شده توسط دستگاهشان تنها براي آفات قابل شنيدن بوده و براي آنها بسيار آزاردهنده است به طوري که يا محل را ترک مي‌کنند و يا مي‌ميرند.

     اصولاً صداهاي قابل شنيدن توسط گوش انسان در محدوده فرکانسي بين 20 تا 20000 هرتز است به اين معنا که فرکانسهاي خارج از اين بازه براي انسان قابل شناسايي نيست چرا که پرده صماخ گوش در اثر برخورد اين اصوات با سرعت کافي و مورد نياز براي ايجاد تحريک شنوايي به لرزش در نمي‌آيد. اما حيواناتي نظير سگ، خفاش و جوندگان، صداهاي موجود در محدوده فرکانسي اصوات ماوراي صوت را مي‌شنوند. حشراتي نظير ملخ، اصواتي در بازه فرکانسي 50 تا 100 کيلوهرتز و حشراتي مثل شب‌پره‌ها و بال‌غشائيان تا فرکانس 240 کيلوهرتز را مي‌شنوند. البته اين نکته که برخي از حشرات توانايي احساس اصوات ماوراي صوت را دارند نمي‌تواند منتج به اين نتيجه‌گيري شود که توان کشتن آنها يا فراري دادنشان از محل هدف را داشته باشند.

 

 ادامه مطلب را در نوشته اردیبهشت ماه 1386 مهرداد ضرابی بخوانید. 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در دوشنبه 8 بهمن1386 و ساعت 15:31 |

آيا مي‌دانيد:

 

- بزرگترين و كوچكترين حشرات چه نام دارند؟

- طول عمر كدام حشره از همه‌ي حشرات ديگر بيشتر است؟

- طولاني‌ترين دوره‌ي دياپوز مربوط به كدام حشره است؟

- كدام حشره از همه بيشتر تخم مي‌گذارد؟

- و …؟!

براي به دست آوردن جواب اين سوالات و بسياري از سوالات مربوط به "ترينهاي" دنياي حشرات و نيز كتاب ركوردهاي حشرات يا به عبارتي، كتاب "گينس حشرات" بر روی لينك زير كليك نماييد و در صورت تمايل تمام كتاب را با فرمت pdf دانلود كنيد:

 

کتاب رکوردهای حشرات

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در شنبه 6 بهمن1386 و ساعت 17:17 |

پروتئينهاي حشره‌‌كش رويشي (Vegetative Insecticidal Proteins =VIPs)

     گروه جديدي از پروتئينهاي حشره‌كش به نام Vegetative Insecticidal Proteins كه در طي مراحل رويشي برخي از استرينهاي Bacillus thuringiensis توليد مي‌شوند، شناسايي شده‌اند. اين پروتئينها بر خلاف دلتا- اندوتوكسين يا پروتئينهاي كريستالي حشره‌كش (Insecticidal Crystal Proteins) كه در مرحله‌ي اسپورزايي باكتري به صورت اجسام همراه كناراسپوري (Parasporal Inclusion Bodies) در داخل سلول باكتري توليد مي‌شوند، به داخل محيط كشت ترشح مي‌گردند. VIPها در برابر بسياري از بالپولكداران و نيز سخت‌بالپوشان آفت طيف حشره‌كشي گسترده‌اي را نشان داده‌اند. Vip3A كه پروتئيني به وزن 88 كيلو دالتون مي‌باشد، توسط B. thuringiensis به هنگام رشد رويشي آن به داخل محيط كشت ترشح مي‌شود و براي بسياري از بالپولكداران سمي است. سميت Vip3A براي كرم طوقه‌بر سياه 260 برابر بيشتر از برخي از پروتئينهاي  Cry1A‌است. با اين كه علايم ايجاد شده توسط Vip3A شبيه علايم Cry1A‌ هستند، اما بر خلاف پروتئينهاي Cry1A كه علايم پس از گذشت 16 تا 24 ساعت ظاهر مي‌شوند، علايم مربوط به Vip3A پس از گذشت 48 تا 72 ساعت ظاهر مي‌گردند.

     يكي از ويژگيهاي جالب توجه پروتئين  Vip3A‌اين است كه توالي اسيد آمينه‌اي آن هيچ شباهتي به دلتا- اندوتوكسين ندارد. اين پروتئين در حالت فعال خود براي متصل شدن به وزيكولهاي غشاهاي ريزپرزهاي روده‌ي مياني بالپولكداران با ساير مواد رقابت مي‌كند. اين پروتئين در سطح اپيتليوم روده‌ي مياني به سلولهاي آن متصل شده و بر اثر اين اتصال، تخريب لايه‌ي اپيتليومي اتفاق مي‌افتد. اين رخدادهاي ملكولي به صورت رفتاري نيز نمود مي‌يابند. به عنوان مثال، وجود Vip3A در يك رژيم غذايي مصنوعي، در حشرات حساس باعث توقف تغذيه و خالي شدن روده (Gut clearance) مي‌شود. بررسيها نشان داده‌اند در حالي كه نحوه‌ي عمل Vip3A‌ از جهاتي شبيه به نحوه‌ي عمل Cry1Ab دلتا- اندوتوكسين مي‌باشد، اما Vip3A هدف ملكولي متفاوتي داشته و در مقايسه با Cry1Ab كانالهاي يوني متمايزي را تشكيل مي‌دهد.

+ نوشته شده توسط محسن یزدانیان در سه شنبه 2 بهمن1386 و ساعت 13:21 |