روده به منزله‌ي يك هدف بالقوه براي مديريت جمعيت حشرات و كنترل انتشار بيمارگرهاي گياهان و جانوران

بسياري از حشره‌شناسان و متخصصان ناقلين بيماري‌ها، روده و به ويژه روده‌ي مياني را نقطه‌ي بالقوه‌اي مي‌دانند كه براي كنترل جمعيت حشرات و يا كنترل انتقال بيمارگرها مي‌توان آن را مورد حمله قرار داد. روده‌ي مياني يكي از نقاط اصلي ورود توكسين‌ها، ويروس‌ها، هورمون‌ها، باكتري‌ها و ساير عوامل بالقوه‌اي است كه مي‌توان از آن‌ها در جهت كنترل حشرات استفاده كرد. به عنوان مثال، يكي از توكسين‌هايي كه بر روده‌ي مياني تاثير مي‌گذارد، توسط باكتري Bacillus thuringiensis توليد مي‌شود. استرين‌هاي مختلف اين باكتري براي حشرات مختلف، سميت‌هاي متفاوتي دارند و برخي از آن‌ها از جمله حشرات مفيد، مورد حمله‌يBt  قرار نمي‌گيرند. استرين‌هاي بيماري‌زايي شناخته شده‌اند كه براي كنترل برخي از بالپولكداران، دوبالان و سخت‌بالپوشان مفيد هستند. پروتوكسين از مخلوطي از پروتئين‌هاي كريستالي شكل به نام دلتا- اندوتوكسين‌ها (δ-endotoxins) تشكيل شده است. كريستال‌هاي دلتا- اندوتوكسين در روده‌ي مياني حشرات حساس حل مي‌شوند و توكسين‌هاي پروتئيني كه اندازه‌ي آن‌ها از 27 تا 140 كيلو دالتون متغير است، آزاد مي‌گردند. پروتئينازهاي خود حشره اين توكسين‌هاي پروتئيني را به پلي‌پپتيدهاي سمي كوچك‌تري تجزيه مي‌كنند. بنابراين، حشره با عمل گوارش خود، خودش را در معرض انواع بسيار زيادي از توكسين‌ها قرار مي‌دهد. در روده‌ي مياني شب‌پره‌ي كولي، دلتا- اندوتوكسين CryIA (C) باكتريB. thuringiensis   به آمينوپپتيدازهاي متصل به غشاهاي ريزپرزها متصل مي‌شود. چندين توكسين، يا همه‌ي آن‌ها، به گيرنده‌هاي واقع بر روي سطوح ريزپرزها متصل مي‌شوند و منافذ نسبتا بزرگي را در غشاهاي سلولي روده‌ي مياني ايجاد مي‌كنند. در نتيجه، تعادل اسمزي سلول‌ها از بين مي‌رود و سلول‌ها متورم و در نهايت تخريب مي‌شوند. حتي حشرات حساس نيز توانسته‌اند در برابر توكسين‌هاي Bt مقاوم شوند و هنوز هم جستجو براي يافتن راهبردهاي جديد در جهت به حداقل رساندن مقاومت آن‌ها ادامه دارد.

     روده‌ي مياني در انتقال انگل‌هاي Leishmania به انسان نقش دارد. انگلهاي Leishmania از ميزبان آلوده به حشره‌ي گزنده منتقل مي‌شوند و همراه با غذاي خوني، وارد روده‌ي مياني آن مي‌گردند. در داخل روده‌ي مياني ممكن است شرايط براي تقسيم سلولي سريع انگل و وارد شدن آن به اولين مرحله‌ي نشوونمايي به نام Promastigote مناسب باشد. اگر حشره ميزبان مناسبي نباشد، پروماستيگوت‌ها به زودي خواهند مرد و همراه با فضولات حشره از بدن آن دفع خواهند شد. در ميزبان‌هاي حساس، مانند برخي از دوبالان خانواده‌ي Psychodidae، بر اثر تغييرات نشوونمايي خاص و تغييراتي در قندهاي موجود در سطح پروماستيگوت‌ها، آن‌ها قادر مي‌شوند تا به ريزپرزهاي روده‌ي مياني متصل گردند. انگل‌هاي چسبيده پس از نشوونماي بيشتر و تغييرات ديگري كه در قندهاي سطحي آن‌ها به وجود مي‌آيد، دوباره به داخل روده‌ي مياني آزاد مي‌شوند و ممكن است از طريق گزش يك پشه‌ي سالك، از روده‌ي مياني  به يك ميزبان جديد (كه احتمال دارد انسان باشد)، منتقل ‌گردند. عواملي كه بتوانند از اتصال پروماستيگوت‌ها به سطوح ريزپرزها جلوگيري كنند، ممكن است چرخه‌ي انتقال انگل را به انسان بشكنند.

     وارد كردن مهاركننده‌هاي پروتئينازها به گياهان تجاري كه در مقابل آفت خاصي موثر خواهند بود، در دست بررسي مي‌باشد. با اين كه اين كار از نظر تكنيكي امكان‌پذير است، اما بايد تحقيقات زيادي انجام شود تا ميزان كنترل قابل حصول و سرعت مقاوم شدن آفات تعيين گردد.